تبليغاتX
دلتنگیها
من هنوز به یادتم اگر چه زیر خاک سرد خوب میدونی که رفتنت قلبمو پاره پاره کرد-  توی سرمای زمستون  وسط جاده ی لقزون به یاد توام هنوزم از دوریت دارم میسزم  قصمون به سر رسید یادت زیر بارون  عشقم باهت میمونم اما خاطرات تمام تو شبهای سرد نمیدونی چقدر دوست دارم- خدا برس به دام  اخه اینه رسمش یکیو دوست داشته باشیو کنه ترکت عزیزم به خودت قسم که من عاشقتم این قدر  اطفار نریز تو واسه ی من که تو واسه من فرشته ی مهربونی منم مجنون و لیلی باز تو بودی اگه قلبمو بشکافن اسمه تو واسه غریبه ها قلبم بسته شده اما خاطرات... چند شب پیش گرفتم فال قهوه ته فنجون نقش بسته بود عکست  تو از پیشم میری اینو بهم گفتن یه گردنبند ابی ازت میمونه یادگاری اما خاطرات...
+ نوشته شده توسط انیتا در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 11:21 |
 واسه رسیدن به تو دیگه چیکار کنم اخه چقدر خودمو جلوی تو خار کنم اخه چند بار دیگه میخوای دلمو بشکنی توی خوابم نمبینم که تو مال منی گفتی چقدر دلم نشست پای تو گریه کرد اخر چی شد نصیبش نگاه سرد نزار تنها بمونم همیشه با گریه هام تو رو خدا بیا و یه کاری بکن برام-دل دیونه ی منو کسی نمیتونه ببینه که شده دربدرو دل ،دیونه ی منو کسی نمیتونه ببینه زده به سیم اخرو- به خدا اشکی نمونده دلم انگاری غروبه همه زندگیم خزونه ها ا ا ا ا ا ا ا ای ،هوم م م م م م م - از تو گذشتم  چون نمیتونم ببینم اشک تو ، از تو گذشتم  چون نمی تونم بمونم پیش تو ،از تو گذشتم چون نمیخواستم باشم مدیون تو، از تو گذشتم چون نمیتونم بمونم پای تو
+ نوشته شده توسط انیتا در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 10:41 |
پای من جوانیتو هدر نکن دلبر ناز -باخت من کافیه تو دیگه به پای من نباز توی قلب مهربو نت واصه من خونه نساز- من بازنده رو خوب ببین برو تنها م بزار من یه پاییزیمو ولی تو چی گل بهار دل به کی باستی عزیزم به من بی کس و کار- قدر دنیا رو بدون لحظه هاشو حروم نکن برو دو روز دنیا رو با من تموم نکن من باز با اشکای قشنگت روبرو نکن- اخه من خودم ته راه دیدم سیاهیه اخر این همه عشق و عاشقی تباهیه انگاری تو تنگ این دنیا جای یه ماهیه  

+ نوشته شده توسط انیتا در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 10:7 |
فاصله یه حرف ساده است بین دیدن و ندیدن بگو صرف با کدومه شنیدن یا نشنیدن ما می خواستیم از درختها کاغذ قلم بسازیم بنویسیم تا بمونیم پشت سایه جون نبازیم اینه ها اونجا نبودن تا ببینیم که چه زشتیم رو درخت با نوک خنجر زنده باد درخت نوشتیم زنگ خوش صدای تفریح واسمون زنگ خبر شد همه ی چوچبهای جنگل دسته ی دتیغ تبر شد فاصه یه حرف ساده است بین دیدن و ندیدن بگو صرف با کدومه شنیدن یا نشنیدن. اگه حرفمو شنیدی جنگلو نده به پاییز کاری کن درخته باغچه تن نده به خنجر تیز با جوانه ها یکی شو قد بکش نگو که سخته جنگل تازه به پا کن هر ادم یک درخته فاصله یه حرف ساده است...
+ نوشته شده توسط انیتا در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 21:45 |
مثل یه برگ  خشک و تنها میدونم یکه تنها میمونم اینجا چه کنم
+ نوشته شده توسط انیتا در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:25 |


Powered By
BLOGFA.COM