من هنوز به یادتم اگر چه زیر خاک سرد خوب میدونی که رفتنت قلبمو پاره پاره کرد- توی سرمای زمستون وسط جاده ی لقزون به یاد توام هنوزم از دوریت دارم میسزم قصمون به سر رسید یادت زیر بارون عشقم باهت میمونم اما خاطرات تمام تو شبهای سرد نمیدونی چقدر دوست دارم- خدا برس به دام اخه اینه رسمش یکیو دوست داشته باشیو کنه ترکت عزیزم به خودت قسم که من عاشقتم این قدر اطفار نریز تو واسه ی من که تو واسه من فرشته ی مهربونی منم مجنون و لیلی باز تو بودی اگه قلبمو بشکافن اسمه تو واسه غریبه ها قلبم بسته شده اما خاطرات... چند شب پیش گرفتم فال قهوه ته فنجون نقش بسته بود عکست تو از پیشم میری اینو بهم گفتن یه گردنبند ابی ازت میمونه یادگاری اما خاطرات...
+ نوشته شده توسط انیتا در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت
11:21 |
